![]() |
![]() |
|
| ساده نوشتن مانند ساده زیستن زیباست |
|
خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري ! پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام !
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:25 توسط الهام |
|
زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن راز شادي در لذت پاک بردن از چيزهاي ساده است وفا داري را بايد از نيلوفري آموخت که به دور هر شاخه اي ميپيچد در آغوشش ميميرد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:23 توسط الهام |
|
|
عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:18 توسط الهام |
|
|
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 14:36 توسط الهام |
|
|
انسانم و فراموشکار
پس به یاد آور مرا
که کیستم و چیستم و کجایم
بر آگاهی ام بیافزای
تا بدانم به کجا باید بروم.
چگونه رفتنش را اما
به من بسپار
تا این دست و پا زدن
حتی تا بی نهایت
تنها دلخوشی ام باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:25 توسط الهام |
|
|
تب و تابي است در موسيقي آب کجا پنهان شده است اين روح بي تاب ! فرازش : شوق هستي ، شور پرواز فروزش :غم سکوتش : مرگ و مرداب
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 19:17 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 10:27 توسط الهام |
|
|
همه زيباييهاي بي پيرايه از عشق سرچشمه مي گيرند اما عشق از چه سرچشمه مي گيرد ؟ عشق از جنس چيست ؟ اين فرا طبيعي از کدامين طبيعت جاري شده است ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:55 توسط الهام |
|
مهرباني را بياموزيم فرصت آيينه ها در پشت در مانده است روشني را مي شود در خانه مهمان کرد مي شود در عصر آهن، آشناتر شد سايبان از بيد مجنون ، روشني از عشق مي شود جشني فراهم کرد مي شود در معني يک گل شناور شد
موسم نيلوفران در پشت در مانده است موسم نيلوفران يعني که باران هست يعني يک نفر آبي است موسم نيلوفران يعني يک نفر مي آيد از آن سوي دلتنگي
دست در دست نجيب مهرباني مي شود در کوچه هاي شهر جاري شد مي شود با فرصت آيينه ها آميخت با نگاهي با نفس هاي نگاهي مي شود سرشار، از رازي بهاري شد
چشم هايي مانده با ديوار روياروي چشمها را مي شود پرسيد آسمان را مي شود پاشيد مي شود از چشمهايش ... چشمها را مي شود آموخت ،مي شود برخاست مي شود از چارچوب کوچک يک ميز بيرون شد مي شود دل را فراهم کرد مي شود روشنتر از اينجا و اکنون شد
جاي من در لحظه هاي بي دريغ اولين ديدار جاي من در شوق تابستاني آن چشم جاي من در طعم لبخندي که از دريا سخن مي گفت جاي من در گرمي دستي که با خورشيد نسبت داشت جاي من خالي است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را ؟! من کجا از مهرباني چشم پوشيدم؟!
مي شود برگشت و در خود جستجويي داشت در کجا يک کودک دهساله در دلواپسي گم شد ؟! در کجا دست من و سيمان گره خوردند؟! مي شود برگشت تا دبستان راه کوتاهي است مي شود از رد باران رفت مي شود با سادگي آميخت مي شود کوچکتر از اينجا و اکنون شد مي شود کيفي فراهم کرد دفتري را مي شود پر کرد از آيينه و خورشيد در کتابي مي شود روييدن خود را تماشا کرد
جاي من در ميز سوم ، در کنار پنجره خالي است جاي من در درس نقاشي ،جاي من در جمع کوکبها جاي من در چشمهاي دختر خورشيد جاي من در لحظه هاي ناب ، جاي من در نمره هاي بيست
اشتياق چشم هايم را تماشا کن مي شود در سردي سرشاخه هاي باغ جشن رويش را بيفروزيم دوستي را مي شود پرسيد چشمها را مي شود آموخت مهرباني کودکي تنهاست مهرباني را بياموزيم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:35 توسط الهام |
|
|
آسمان ، آبي تر ، "سهراب سپهري" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:32 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:7 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:3 توسط الهام |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:59 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
قصر خیالی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 |
|
RSS
|